به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «آناج»، حتماً اکسپلور شما هم بیشاز چندبار میزبان اجرای تُرکی امیرمحمد حسنپور، نوجوان ۱۲ ساله ارومیهای بوده که با بازخوانی قطعات مشهور استانبولی در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته است.
اجرایی که زودتر از فضای ایران، در صفحات ترکیهای بازنشر شد و حتی برخی کاربران نیز با استفاده از صدای این نوجوان، ویدئوهای دابسمش تولید کردند.
اما شاید مهمتر از میزان بازدید این ویدئوها، اتفاقی باشد که پشت آن قرار دارد؛ یک نوجوان مستعد توانسته است بدون عبور از فیلترهای رسمی، بدون حضور در یک جشنواره و بدون آنکه یک نهاد فرهنگی او را به جامعه معرفی کند، خودش را به مخاطب نشان دهد.
این یعنی امروز شبکههای اجتماعی به یک ویترین بزرگ برای کشف استعداد تبدیل شدهاند؛ ویترینی که اگر نهادهای فرهنگی به آن توجه نکنند، ممکن است استعدادهای ما را دیگران زودتر از خودمان کشف کنند.
نباید ماجرای امیرمحمد را صرفاً به این خلاصه کرد که یک نوجوان ارومیهای با خواندن آهنگ ترکی در ترکیه وایرال شده است.
بلکه او را باید از جامعه نوجوانانی دید که با صدای خوب، استعداد نوازندگی، آهنگسازی و… که به صورت بالقوه دارند، بهدنبال بستری برای به فعلیت رساندن آن هستند.
در این شرایط، طبیعی است که نوجوان برای پیدا کردن مخاطب، به سمت همان چیزی برود که در فضای مجازی مخاطب بیشتری دارد.
غرض از واکاوی این موضوع، رسیدن از یک جزء به یک کل در فرامتن این وایرالشدگی است؛ اینکه خلاء وجود بسترهایی برای معرفی آثار موسیقایی کشور چه فارسی باشد چه تُرکی را به نسل نوجوان معرفی نشده است تا یک استعداد نوجوان بتواند در کنار موسیقی روز، ریشههای موسیقی بومی و ملی خودش را نیز بشناسد.
حمایت از چنین نوجوانانی به معنای آن نیست که برای آنها تعیین کنیم چه بخوانند و چه نخوانند. اتفاقاً برعکس؛ یک استعداد واقعی باید فرصت تجربه کردن داشته باشد.
اما در کنار تجربه موسیقی روز و حتی موسیقی کشورهای دیگر، باید امکان آشنایی حرفهای با موسیقی بومی و ملی نیز برای او فراهم شود؛ با پیشکسوتان موسیقی جغرافیای خود آشنا شود، دستگاهها و نغمههای بومی خود را بشناسد و با زیست و همافزایی در این فضا رشد خود را تداوم دهد.
یعنی به تعبیری میتوان گفت که این همان نقطهای است که استعدادیابی از استعدادسوزی جدا میشود. هر چند که اتمسفر متاثر از فضای مجازی قوانین دنیای هنر را هم دستمایه تغییر کرده است.
پوشیده نیست که کشف استعداد دیگر فقط در ایونتهای رسمی، جشنوارهها و آموزشگاهها اتفاق نمیافتد و به پیروی از همین فضای جبرگونه مجازی، دستگاه فرهنگی کشور نیز باید مدل استعدادیابی خود را با این واقعیت جدید هماهنگ کند.
استعداد نیاز به آموزش، استاد، امکانات، فرصت اجرا، تولید اثر و مسیر حرفهای دارد و میتوان برای نوجوانان یک مسیر سازمانیافته استعدادیابی ایجاد کرد.
چنان که تجربههای مشابه باز در سطح فضای مجازی در سالهای اخیر شاهد بودهایم و میتوان همین مدل و الگو را در سطح استانها و بهخصوص در حوزه موسیقیهای بومی و حتی مداحی و مدیحهسرائی نیز توسعه داد.
انتهای خبر/
