به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آناج»، چه کسی فکر میکرد در محلهای از محلات تبریز، چند نوجوان و جوان چنان سعادمتند باشند که وقتی در دعاهای صبحگاهی عهدشان، فراز «شاهِراً سَیْفِی، مُجَرِّداً قَناتِی، مُلَبِّیاً دَعْوَهَ الدَّاعِی» را مضطّرانه میخواندهاند، از جانب حق این لبیکگویی آخرالزمانیشان قبل قیام از قبر، و به موعد جوانیشان برآورده شود.
این جاماندگان لشکر حسینبنعلی(ع)، نیک میدانستند که همان خیابانهای قراملک، آن ساعات شب، هنگامه ورود به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت و گشودن زنجیر خاک از پای ارادههایشان و هجرت از خود و دلبستگیهایشان بود تا در رکاب امام «عشق» و «عاشورا» جاودانه شوند.
سخن از عشق به میان آمد؛ عشق چیست مگر جز كربلا و عروج از خاک به حریم افلاک؛ این بسیجیان خراباتی که همه مست میکده کربلا بودند، بهدست شقیترین اشقیا و یزیدیان سفاک عصر خود، بی سر و دست و پا به دیدار یار شتافتند. روضهای مکشوف که با شنیدنش دندان بههم میسائیم و با بُغضی قهرآلود و مقدس آنان را از فدائیان پیشقراول طلوع خورشید مولایشان، حضرت حجتبنالحسن (عج) میپنداریم.
بهقول آقا سید مرتضی؛ بسیجی عاشق کربلاست، همان صحرای بلا به وسعت همه تاریخ؛ وقتی آن سیّدِ قائد و فرماندهِ شهید، عاشوراییترین رجز خود را خواند و گفت «مثلی لا یبایع مثله»، این جوانان و نوجوانان قاموسی جدید از ایثار را در میان همنسلان خود بازتعریف و شاید خلق کردند تا حلقهای از زنجیرهای باشند که از ظهرِ عاشورا شروع شده و در صبحِ ظهور خاتمه خواهد یافت.
بیایید در این ساعات پایانی ماه رمضان و سال ۱۴۰۴، در دعاهایمان با توسل بر این ۱۳ شهید عزیز، از پیشگاه الهی فرج پیشوا و مولا و مقتدای خود که همه جانهای ما و خانوادههایمان فدایش باشد را بهمانند همین ۱۳ بسیجی مضطّرانه مسئلت کنیم.
بهقلم حامد سلطانپور
