• امروز : پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
  • برابر با : Thursday - 29 January - 2026
پرونده‌ای به نام کریم باقری؛

اگر این جمله را یک تراکتوری می‌گفت، چه می‌شد؟

  • کد خبر : 108853
  • ۰۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۶
اگر این جمله را یک تراکتوری می‌گفت، چه می‌شد؟
اظهارنظر اخیر چهره جنجالی دیدار تراکتور و پرسپولیس در انتخاب یک افتخار بین تیم ملی و باشگاهش با روزه سکوت رسانه‌ها قابل پیش‌بینی بوده و جای تأمل دارد.

به گزارش خبرنگار گروه ورزشی پایگاه خبری تحلیلی «آناج»، کریم باقری، مربی تبریزی و اسطوره‌ای باشگاه پرسپولیس پس از حواشی دیدار این تیم مقابل تراکتور در جام حذفی، در کانون توجهات و سرخط خبرگزاری‌ها قرار گرفت و جالب این است که به‌دنبال اتفاقات این دیدار به یکباره سوژه خبرها و در ادامه مصاحبه‌ در رسانه‌های پایتخت و حتی رسانه ملی شد.

در همین راستا، طرح سوالی در نشست خبری دیدار ملوان و فجرسپاسی در مورد کریم باقری که ارتباط موضوعی با این نشست نداشت و همچنین مطرح کردن آن در ویژه برنامه یلدایی شبکه ملی و … مجموعه‌ای از بهانه‌‌تراشی و فضاسازی‌هایی بود که برای حمایت از این چهره پرسپولیسی در برابر موضع‌گیری هواداران تراکتور علیه او و البته حاشیه‌‌آفرینی برای تیم محبوب تی‌تی‌ها در رسانه‌ها شکل گرفت.

متهم به سکوت

اما باقری که پس از اتفاقات بازی تبریز در قبال تیم سابق و همشهریانش از مواضع قبلی خود که متهم به سکوت در برابر توهین‌های قومیتی هواداران پرسپولیس علیه دیارش بود، عقب‌نشینی نکرده و رویکردی فرار رو به جلو در پیش گرفت، در یکی از این گفتگوها به نکاتی اشاره کرد که بازخوانی آن‌ها خالی از لطف نیست.

وی در بخشی از صحبت‌های خود صراحتاً از تبانی آشکار در لباس تیم ملی برای دریافت کارت زرد سخن گفت. اقدام تعمدی که به مصدومیت شدید و در نهایت پایان دوران فوتبال یک بازیکن انجامیده است. اعترافی که پیش از هر چیز، سلامت رقابت و اخلاق حرفه‌ای را زیر سوال می‌برد و آشکارا با روح جوانمردی و ارزش‌های ورزش در تضاد قرار دارد.

یک انتخاب عجیب…

اما در کنار این موضوع، بخش دیگری از اظهارات باقری بسیار قابل تأمل است، جایی که او در واکنش به سوال دوگزینه‌ای درباره انتخاب میان قهرمانی پرسپولیس یا تیم ملی در آسیا، بدون تردید افتخار باشگاهی را بر موفقیت ملی ترجیح می‌دهد.

این انتخاب، آنهم از سوی بازیکنی که سال‌ها با عنوان اسطوره ملی شناخته شده و توسط رسانه‌ها در قالب یکی از ستاره‌های نسل طلایی فوتبال ایران مطرح شده است، پرسش‌های جدی به همراه دارد.

اینکه چگونه منافع باشگاهی می‌تواند بر افتخار ملی یک اسطوره ملی اولویت پیدا کند، خود جای بحث مفصل دارد اما سوال مهمتر اینجاست که اگر چنین اظهارنظری از سوی یک بازیکن یا چهره وابسته به تراکتور مثلاً خداداد عزیزی مطرح می‌شد، آیا واکنش‌ها تا این اندازه آرام و بی‌حاشیه باقی می‌ماند؟

آسمان و ریسمان به هم دوخته می‌شد اگر…؟

پاسخ مشخص و مبرهن است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که کافی بود تا یک بازیکن هم‌تراز یا حتی ملی‌پوش تراکتور چنین جمله‌ای را بر زبان بیاورد، آنگاه سیلی از واکنش‌ها، تیترهای تند، تحلیل‌های جهت‌دار و حاشیه‌سازی‌های گسترده علیه او، باشگاه و هوادارانش به راه می‌افتاد.

بی‌تردید، آسمان و ریسمان به هم دوخته می‌شد و انواع برچسب‌ها، نه از سر نقد منصفانه که بلکه از دل عقده‌گشایی‌های قدیمی نثار تراکتور می‌شد. همان روندی که سال‌هاست چشم و گوش بخشی از جریان رسانه‌ای فوتبال ایران را بر عدالت بسته است.

دوگانه تیم‌های سوگلی پایتخت و شهرستانی‌ها

این داستان تازه‌ای نیست. سال‌هاست که تفاوت نگاه به تیم‌های سوگلی پایتخت و تیم‌های پرطرفدار شهرستانی به یک رویه عادی بدل شده است. تفاوتی که ریشه در ناتوانی برخی جریان‌ها برای پذیرش قطب‌شکنی تراکتور در فوتبال ایران و برهم زدن معادلات سنتی سرخابی‌ها دارد.

واقعیت این است که برای بخشی از رسانه‌های پایتخت حضور پرقدرت تراکتور در قامت یک رقیب پرطرفدار و مدعی جدی همچنان قابل هضم نیست و این همان شکافی است که هر بار در بزنگاه‌ها خود را به شکلی عیان نشان می‌دهد.

انتهای خبر/

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

  1. یاشاسین کریم

  2. لیاقت داری بخدا، رسانه به این میگن. مثل یک رسانه مستقل نظر واقعی را بیان کرده، درود به شرفت

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.