به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «آناج»؛ به دور از هر شعارگوئی، امروز عیدی مبارک برای ایرانِ اسلامی بود که بعد ۴ دهه از پیروزی انقلاب مردمیاش علیه رژیم پادشاهی، همچنان شکوهمندانه بر کرانه مردمسالاری ایستاد تا بتواند گامهای رشد و توسعه خود را همراه با آحاد «ملّت» بردارد.
خانوادهِ ایران، با داغی بزرگ بر سینه، ۵۰ روز در داغترین روزهای تابستان همه از هر طیف و رنگ و دستهای پایِ کار این انتخابات آمدند تا با قلمهایشان آینده یک ایران را نوشته و مشارکت اجتماعی ماندگاری را رقم بزنند.
از بحثوجدل گعدههای دوستانه و فامیلی تا گفتوشنود تریبونهای آزاد دانشگاهی و رقابت جناحهای سیاسی، همه یک آورده مغتنمی به اسم «حرف زدن» برای این خانواده ۸۰ میلیون نفری داشت.
چراکه گاها دلمشغولیها و غمِنان باعث میشد دیگر ماها حرف زدن را فراموش کنیم، حرفهای ناگفته از دغدغههای ما برای امروز و فردای وطن که در دل هر کداممان سنگینی کرده و سردی و شکاف را بین «من» و «تو» ایجاد میکرد و لازم داشتیم که در جمعی و جایی آنرا به رثاترین شیوه و شکل فریاد زده و با برگ رایهایمان به سمت خِردی جمعی در حرکت باشیم.
طبعا چه بهانهای بهتر از انتخابات میتوانست فرزندانِ مام میهن را از کنارههای رود ارس تا سواحل دریای مُکران و مرزهای سبز کردستان و بیابانهای چشمنواز سیستان، «همه» و «همه» را پایکار یک همافزائی و مشارکت اجتماعی سازنده بیاورد که یقینا اثرات بسیار مطلوبی در وحدت ملی و کنار هم بودن برای ایرانی قوی خواهد داشت.
حال در این جشن جمهوریت، فارغ از اینکه رئیسِ این جمهوری کیست، باید شانه به شانه هم چسباند و با قوت قلبی ناشی از وجود رهبری فرزانه، در مشارکت ملّی دیگری به سوی آن قله مطلوب حرکت کنیم.
