سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «آناج»، حامد سلطانپور؛ ۴۰ روز از تأسفبارترین حادثه چهل و اندی سال جمهوری اسلامی ایران میگذرد و مردم با خاطری مکدّر و کامی تلخ، خود را برای انتخاباتی با سلایق متفرق، آماده میکنند.
مناظرات که جذابترین بخش انتخابات رئیسجمهوری بود، تبدیل به سنجهای زلال برای تعیین مطلوب مردم شد؛ بگومگوهائی که با شوری فراگیر توسط چندین میلیون ایرانی دنبال شر تا مردم بعد از هر مناظره با ساعتها تبادل نظر و تضارب آراء، بتوانند سلایق سیاسی خود را سیقل داده و به دیدگاهی منطقی و مبتنی بر خرد جمعی برسند.
اگر غرولند عدهای خودروشنفکرپندار را نادیده بگیریم، برایمان بهراحتی عیان میشود که این تبوتابها همه ترجمانِ تجلّی جمهوریتی است که در آن تودهها میتوانند بهراحتی داوطلب نزدیک به افکار و عقاید خود را پیدا کرده و از آن به عنوان نمود و نمایندهای از عقاید خود دفاع کنند؛ هرچند به اشتباه!
در این ساعت های منتهی به انتخابات شاید بهترین امر بر نخبگان ما تبیین باشد؛ اما نباید تبیین را با اعمال نظر شخصی و الزام به انتخاب فردی خاص معطوف کنیم.
اگر تورقی در صحیفه امام خمینی داشته باشیم، خواهیم دید که معظمله تاکید ویژهای بر این مهم داشتهاند که اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید.
حضرت امام خمینی(ره) اینجا نکته مهم و قابل تأملی را به یادگار میگذراند که به تعبیر خودشان، نشانگر این است که اسلام جزء مترقیترین مکتبها است؛ ایشان در ارائه تصویری از مردمسالاری یادآور میشوند که دمکراسی این است اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد.
البته برای تبیین بیطرفانه باید مبنا داشته باشیم؛ چراغ راهی که بتواند سره را از ناسره بر عام و خاص نمایان کند؛ طبعا این مبنا را میتوان در رهنمودهای اخیر مقام معظم رهبری در عید قربان یافت که ایشان با بیان معیارهایی مانند «کارآمدی» و «توان و نشاط انجام کار همراه با اعتقاد راسخ به مبانی انقلاب» و همچنین عدم استفاده از کارگزارانی که «با انقلاب و امام و نظام اسلامی زاویه داشته و دل در گرو قدرتهای خارجی دارند» به انتخاب فردی اصلح توصیه کردند.
اگر سعی بر رعایت اختصار و پرهیز از پراکندهگوئی داشته باشیم، در عصاره کلام باید گفت که اصل و وظیفه هر یک از ما بهعنوان عضوی از خانواده ایرانِ اسلامی تشویق به انتخاباتی پرشور است؛ اگر در اینش گام موفق بودیم و توانستیم آحاد را اقناع کنیم؛ در دومین گام میتوانیم بر مصادیق ورود کرده و تحلیل و برداشت خود را برای هر کدام از این گزینهها ارائه دهیم.
در بخش دیگری از این یادداشت باید گفت که آقای ظریف چند روز پیش در تلویزیون از قدرت معنایی مردم ایران گفتهاند، از جملات حضرت امام هم شاهد آوردهاند. این حرف نیاز به حلاجی دارد و نمی شود بیتفاوت از کنار آن گذشت.
سوال این است، قدرت معناییِ ما محصول چیست؟! اگر دیروز در دفاع مقدس با قدرت معنایی پیروز شدیم و امروز در غزه با قدرت معنایی ایستادگی می شود، معمار این قدرت معنایی چه کسی و چه گفتمانی است؟! آیا قدرت معنایی ما جز در سایه ولایت، در سایه تعالیم اسلام ناب، جز در پرتو تربیت توحیدی جامعه، توسط امامین انقلاب حاصل شده است؟! چرا جوامع لیبرال و حتی جوامع مسلمانِ تهی از اسلام ناب این قدرت معنایی را ندارند؟!
بگذارید بگونهای دیگر نیز پرسیده شود؛ قدرت معنایی آیا توسط همفکران ایشان حاصل شده که می گفتند؛ دین افیون ملتها است یا به دنبال اجرای سند ۲۰۳۰ در مدارس ما بودند؟ یا کسانی که گاه و بیگاه فرهنگ جهاد و شهادت را تضعیف میکنند؟ همفکران ایشان درباره شهدای مدافع حرم چه گفتند؟! همان هایی که نهال گفتمان مقاومت را در منطقه کاشتند و امروز ثمره اش ایستادگی غزه در مقابل رژیم صهیونیستی است.
این سکه یک روی دیگر هم دارد، کدام فرهنگِ مهاجم به دنبال هضم و هدم قدرت معنایی ماست؟! و کدام جریان به هر طریق ممکن جاده صاف کن فرهنگ مهاجم غربی می شود؟! آقای ظریف شترسواری دولا دولا نمیشود؛ لطفا این یک قلم را برای خودتان فاکتور نکنید. البته اگر از بن دندان به قدرت معنایی ایران ایمان دارید که فبهالمراد و نعم المطلوب!
