پایگاه خبری تحلیلی «آناج»/ سید مهدی حسینی؛ در تقویم روز دوازدهم اردیبهشتماه را به نام روز معلم نامیدهاند. با پیروزی انقلاب اسلامی در همان سالهای اولیه موج ترورها علیه متفکران و فعالان آغازشده بود. یکی از افرادی که در این وقایع به شهادت رسید، استاد شهید مرتضی مطهری بود که به دست گروه فرقان به شهادت رسید. بدین ترتیب روز دوازدهم اردیبهشت با ثبت این واقعه روز معلم نامگذاری شد.
معلّمی عشق است ،هنر است، هنر آموختن هر آن چه سالها با سعی و تلاش و خواندن و اندوختههایش است. معلّمی عشقی الهی و آسمانی است که پروردگارِ مهربان به انسان عطا کرد تا با همّت والای خویش روشنایی شب های ظلمات جهالت و نادانی باشد.
معلّمی، محبتی است که از روز ازل با گِل آدمی سرشته شده است تا مردم از ظلمات تار جهل به نور دانایی، رهنمون شوند. بهراستی که معلّمی شغل نیست، عشق است.
در هنر معلمی و تعلیم و تربیت، هزاران نکته باریک تر از مو وجود دارد که دست در دست هم معلمی را به عنوانِ نمونه، افتخارآمیز میسازد. معلم میداند که ظرفیت وجودی هر انسان بسیار وسیع و متفاوت است، از این رو با به کار بستن کلیدهای موفقیت و رموز تعلیم و تعلم میتوان بر قله های وجودی شاگردان دست یافت و معلمی موفق است که علم و عمل را تلفیق کند. داشتن بیانی مناسب و لحنی مهربان و آگاهی از خصوصیات روحی شاگردان از مهم ترین کلیدهای موفقیت است.
معلمین نه تنها درسهای کتابی میآموزند، بلکه درسهای زندگی را نیز به انسانها یاد میدهند. با هر سؤال، با هر چالش، آنها شاگردان را به فکر کردن وا میدارند و با هر پاسخ، راهی جدید نشان میدهند معلمین نوری در تاریکی جهل و راهنمایی در مسیر دانایی هستند.
علم به یادگارماندنی ترین واژه ای است که همواره در کنار اهل خرد و اندیشه در تمام دوران ها بر تارک تعلیم وتربیت میدرخشد.
خداوند در آیه 32 از سوره مائده مىفرماید: «من احیاها فکانما احیى الناس جمیعا… هر کس انسانى را از مرگ رهایى بخشد چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است.»
امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرموده اند: منظور از زنده کردن یک فرد هدایت و پرورش اوست اگر کسى جوانى را به راه درست هدایت کند و وظیفه انسان سازى را بر عهده بگیرد مثل این است که همه دنیا را زنده کرده است. پس منظور از زنده کردن پرورش و هدایت کردن است.
از دیدگاه قرآن مقام معلمی چنین است:
نخستین معلم، خدا است: « وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا» (بقره/31)
به آدم نام های (اشیا و خواص و اسرار چیزهایی را که نوع انسان از لحاظ پیشرفت مادی و معنوی آمادگی فراگیری آن ها را داشت، به دل او الهام کرد و بدو) همه را آموخت.
دومین معلم، پیغمبرانند: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَیِّنَاتِ (روم/47)
[ما پیش از تو، پیغمبران بزرگواری به سوی اقوام خود روانه کرده ایم و ایشان برای آنان دلیل ها و برهان ها ذکر کرده اند و بدیشان معجزات روشنی نموده اند…]
سومین معلم، علما و فرزانگانند:
الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا (احزاب/39)
[کسانی هستند که رسالت های خدا را می رسانند و از او می ترسند و از کسی جز خدا نمی ترسند، و کافی است که خدا حسابرس باشد…]
مقام معلم مقام والایی است، مقامی است که بالاتر از مقام معلم نیست.
فی الجمله هر انسان صاحب خرد، در ازای هر عمل نیکی که در حق او انجام میشود به آن شخص به دیده تکریم مینگرد و در مقام سپاس و قدردانی بر میآید. معلمان از جمله کسانی هستند که از جان دل برای شاگردانشان مایه میگذارند تا تعلیمی شایسته و در خورِ انسانی پاک و ساده داشته باشند؛معلمان شایسته ترین الگوها برای انتقال ارزش های فرهنگی و محکم ترین حلقه پیوند نسل ها و بلکه ارتباط عصرهایند، پس سزاوار است که با تکریم و بزرگداشت هر چه بهتر آنان، قدر زحماتشان را بدانیم و با فروتنی، نهایت سپاس گذاری را به آنان عرضه داریم و هرگز کوچک ترین رنجشی را به وجود نیاوریم.
