به گزارش خبرنگار گروه ترکیه و قفقاز پایگاه خبری تحلیلی «آناج»، اظهارات اخیر هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، درباره مقایسه نقش منطقهای ایران و رژیمصهیونیستی، با واکنش تند اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان مواجه شد.
هاکان فیدان چند روز پیش به روزنامه نشنال در ابوظبی عملکرد ایران را با اسرائیل مقایسه کرده و گفته بود: «ایران سالهاست حضور نیروهای نیابتی در منطقه را بخشی از سیاست امنیتی پیشگیرانه خود عنوان کرده، همانطور که اسرائیل نیز اشغال بخشهایی از منطقه را با استدلالهای امنیتی توجیه میکند.»
این مواضع در حالی مطرح میشود که دولت ترکیه طی سالهای اخیر بارها رژیمصهیونیستی را عامل اصلی بیثباتی در خاورمیانه معرفی کرده و از حملات این رژیم به غزه، لبنان و سوریه انتقاد کرده است.
نباید فراموش کرد که بدون تعارف عامل بیثباتی منطقه خود ترکیه است که با سالها تلاش در سوریه، موجب رویکار آمدن حکومت جولانی شده و مسیر را برای تضعیف حزبالله لبنان و پشتبند آن حمله به ایران هموارتر کرد و الان نیز با گفتاردرمانی قصد ندارد این اشتباه فاحش راهبردی را گردن بگیرد.
پُرواضح است که مقایسه ایران با رژیمصهیونیستی از اساس دچار اشکال مفهومی است. اسرائیل بهعنوان رژیمی که دههها با تئوریزهسازی یک توحش سیستماتیک در سطح جهان، به اشغالگری در فلسطین متهم بوده، بارها به خاک کشورهای منطقه حمله کرده و به صورت عریان دست به نسلکشی زده را هیچ عقل سالمی نمیتواند در کفه ترازو با دیگر کشورها بگذارد.
با چنین توصیفاتی که مصادیق آن روز به روز بر افکار عمومی جهان نیز به ظهور و ثبوت میرسد، اظهارات و عقاید وزیر امور خارجه کشوری که هم اسلامی است، هم با ایران تا حدودی قرابت مذهبی و ایدئولوژیک دارد و هم سر نزاع با رژیمصهیونیستی دارد، جای تعجب است؛ مگر اینکه همه اینها ظاهر ماجرا باشد و علقههای پسپرده موجب چنین تقاطعگیریهای ناشیانه و نابخردانهای شود.
جمهوری اسلامی ایران طی دو دهه گذشته حضور خود در منطقه را مبتنی بر درخواست دولتهای قانونی کشورهای میزبان و در چارچوب مبارزه با تروریسم توصیف کرده است.
نقش مستشاری ایران در عراق و سوریه در سالهای اوج فعالیت داعش، نه اقدامی برای توسعهطلبی، بلکه تلاشی برای جلوگیری از رخنه دستنشاندههای آمریکایی بر منطقه، ریخته شدن خون مسلمانان و فروپاشی دولتهای منطقه بود؛ موضوعی که حتی برخی مقامات عراقی و سوری نیز در سالهای گذشته بر آن تأکید کردهاند.
وزیر خارجه ترکیه خود طی ماههای گذشته بارها اسرائیل را عامل آغاز بحرانهای منطقهای معرفی کرده و حتی هشدار داده بود که سیاستهای توسعهطلبانه تلآویو امنیت کل خاورمیانه را تهدید میکند.
حال این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان رژیمی را که متهم به اشغال سرزمین، حملات مکرر فرامرزی و کشتار غیرنظامیان است، در کنار کشوری قرار داد که خود هدف حملات و عملیات خرابکارانه رژیمصهیونیستی بوده است؟
بهقول معروف ضربالمثل تُرکها، «اَیری اوتوراخ دوز دانیشاخ»؛ بیتعارف باید گفت که اظهارات فیدان بیش از آنکه یک تحلیل امنیتی باشد، بازتاب رقابت ژئوپلیتیک میان تهران و آنکارا است.
ترکیه در سالهای اخیر تلاش کرده نفوذ خود را در سوریه، قفقاز و جهان عرب افزایش دهد و در این مسیر، ایران را یکی از رقبای اصلی خود میبیند.
در چنین شرایطی، نزدیک کردن تصویر ایران به رژیمصهیونیستی میتواند تلاشی برای کاهش مشروعیت منطقهای ایران و ایجاد فاصله میان جمهوری اسلامی و افکار عمومی جهان اسلام تلقی شود؛ افکار عمومیای که همچنان رژیمصهیونیستی را مهمترین عامل بیثباتی و اشغالگری در منطقه میداند.
جالب آنکه ترکیه علیرغم همین گفتاردرمانی که به آن اشاره شد، همچنان متهم به همکاریهای اقتصادی با رژیمصهیونیستی است و عملا نمیتواند با این نقشهها، نقش خود را در کمک به رژیمصهیونیستی منکر شود.
با این خوشخدمتیهایی که پیشتر انجام داده و حال درصدد سفیدشوئی آن است، باید این را نیز در نظر داشته باشد که دیر زمانی نخواهد پائید که رژیمصهیونیستی به سراغ ترکیه هم خواهد آمد و آن موقع است که کسی کنار آنان نخواهد بود. چنانکه در همین بحث به رسمیت شناختن ارامنه نیز شاهد بروز یافتن آن روی دیگر رژیمصهیونیستی در مواجهه با ترکیه بودیم.
مضاف بر اینکه جمهوری اسلامی سالهاست تأکید میکند گروههایی مانند حزبالله، انصارالله یا گروههای مقاومت فلسطینی، بازیگرانی مستقل هستند که با یک باور و ایدئولوژی واحد، یعنی «محور مقاومت» عمل میکنند و گفتمانی که آنان را نیروی نیابتی ایران تلقی کند، همراستا با گفتمان رژیمصهیونیستی و آمریکا سخن گفته و راه به خطا میرود و نباید به بهای رقابت منطقهای، دوستان خود را بهخطا خطاب کنیم.
انتهای خبر/
