به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «آناج»، امسال که با تدبیر رهبر معظم انقلاب بهعنوان سال «سرمایهگذاری برای تولید» نامگذاری شده است، بیش از هر زمان دیگری این پرسش اساسی پیشروی سیاستگذاران و افکار عمومی قرار دارد که سرمایهگذاریِ مؤثر در تولید، از کجا باید آغاز شود و بر چه بنیانی استوار باشد؟ آیا تزریق صرف منابع مالی، بدون توجه به عدالت، نیروی انسانی و الزامات قانونی، میتواند موتور تولید ملی را به حرکت درآورد؟
گفتگوی پیشرو با دکتر محمدعلی متفکرآزاد، عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز، تلاشی است برای بازخوانی مفهوم تولید از منظری عمیقتر و بومیتر؛ نگاهی که سرمایهگذاری را نه صرفاً انباشت سرمایه مالی، بلکه پیش از هر چیز سرمایهگذاری بر انسانِ کارگر، کرامت انسانی و اجرای اصول مغفولمانده قانون اساسی میداند. وی با نقد رویکردهای سرمایهمحور و لیبرالیستی حاکم بر سیاستگذاری اقتصادی، تأکید میکند که تولید پایدار و عدالتمحور تنها در سایه توجه به نیروی کار، تأمین رفاه اقشار مولد و بازگشت جدی به اقتصاد مقاومتی و الگوی اسلامی–ایرانی پیشرفت امکانپذیر است.
این گفتگو، در واقع پاسخی است به شعار سال ۱۴۰۴؛ پاسخی که یادآور میشود سرمایهگذاری واقعی برای تولید، زمانی معنا پیدا میکند که انسان، عدالت و کار در مرکز تصمیمسازیهای اقتصادی قرار گیرند و تولید ملی بر پایه کرامت انسانی و عدالت اجتماعی بازتعریف شود.
اصل و اساس پیشرفت یک جامعه، کار است؛ به ارتباط تنگاتنگ کار با عدالت اجتماعی اشاره میکند و نقش کارگر را بهعنوان یک انسان با کرامت و نه صرفاً یک ابزار تولید، مورد بررسی قرار میدهد.
در ادامه مشروح قسمت اول این گفتگو را که به تشریح ضرورت اجرای اصول مترقی اقتصادی و تأمین نیازهای اساسی جامعه جهت تحقق عدالت و رفاه اجتماعی میپردازد، میخوانیم:
آناج: آیا سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی اجرایی میشود؟
متفکرآزاد: اصل و اساس پیشرفت یک جامعه، کار است و دوام و قوام آن، به عدالت وابسته است. این نکتهای بسیار مهم و بنیادین است. اهمیت کار و مقام کارگر در مبانی اسلامی بهشدت مورد تأکید قرار گرفته و کار، عبادت شمرده شده است. پیامبر اکرم (ص)، دستان کارگر را بوسیدهاند و این خود نشانگر جایگاه والای کار در دین مبین اسلام است؛ نکتهای که نیاز به توضیح بیشتری ندارد.
عدالتمحوری، از اهداف انقلاب اسلامی
متفکرآزاد: تأمین رفاه اقشار مستضعف، از جمله اهداف انقلاب اسلامی ماست؛ چراکه انقلاب ما بر پایه عدالت شکل گرفته و عدالت محور آن بوده است. همین اصل، در اسناد و قوانین بالادستی کشور نیز انعکاس یافته؛ از جمله در قانون اساسی و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و سایر اسناد راهبردی.
سرمایه اصلی تولید، نیروی انسانی است
آناج: قانون اساسی چه نگاهی به کارگر دارد؟
متفکرآزاد: اجازه بدهید یکی دو نمونه را عرض کنم. سرمایه اصلی تولید، کار و کارگر است. انسانِ کارگر با تلاش خود بر طبیعت اثر میگذارد، طبیعت را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درمیآورد، تولید و ارزش افزوده ایجاد میکند و مازاد اقتصادی حاصل از تلاشش را بهصورت سرمایه ذخیره میکند. بنابراین، برخلاف ادعای اقتصاددانان لیبرال و سرمایهداری، آنچه اصل است، انسان است؛ چه در تولید و چه در ساخت جامعه. سرمایه، در حقیقت حاصل تلاش انسان بر طبیعت است، نه نقطه آغاز.
کارگر، یک ابزار تولید نیست
متفکرآزاد: تولید بدون مشارکت کار و کارگر امکانپذیر نیست؛ بلکه کاملاً غیرممکن است. از سوی دیگر، انقلاب اسلامی تنها به مسائل مادی کارگر مانند دستمزد، معیشت و رفاه اقتصادی توجه نکرده است؛ هرچند که این مسائل بسیار مهماند. بلکه به رشد و تعالی کارگر بهعنوان یک انسان نیز توجه دارد. در واقع، هدف انقلاب اسلامی تأمین رفاه اقشار مستضعف بوده است. اما فراتر از آن، کارگر را بهعنوان یک انسان با کرامت در نظر گرفته است، نه صرفاً یک ابزار تولید.

تأکید قانون اساسی بر رفع فقر و محرومیت
متفکرآزاد: اجازه بدهید چند نمونه از توجه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به این موضوع را عرض کنم: نخست، در بند ۱۲ اصل سوم آمده است: پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه، رفع فقر، و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تأمین اجتماعی. خب، حال اگر امروز نگاهی بیندازیم، میبینیم کارگران ما با مشکل مسکن روبهرو هستند، در شرایطی زندگی میکنند که زیر خط فقر تعریف میشود. بنابراین، اگر وضعیت معیشتی کارگران به همین شکل باقی بماند، اهداف اسلامی و انقلابی ما در تربیت انسانی به نام “کارگر” محقق نخواهد شد. مگر اینکه موضوع رفاه کارگر و رفع دغدغههای معیشتی او بهشکل جدی مورد توجه قرار گیرد.
اصل ۴۳ قانون اساسی؛ نقشهراهی مغفول
متفکرآزاد: اصل ۴۳ قانون اساسی چنین بیان میکند: “برای تأمین استقلال اقتصادی جامعه، ریشهکن کردن فقر و محرومیت، و برآورده ساختن نیازهای انسان در مسیر رشد — به گونهای که انسان ضمن رشد، نیازهایش برطرف شده و آزادگیاش نیز حفظ شود. اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابط زیر استوار میشود.” توجه بفرمایید که چقدر از این قانون اساسی مترقی فاصله گرفتهایم. متأسفانه دولتهایی که در این سالها مجری این قانون بودهاند، بسیاری از اصول مترقی اقتصاد اسلامی را مغفول گذاشتهاند.
متأسفانه دولتهایی که در این سالها مجری این قانون بودهاند، بسیاری از اصول مترقی اقتصاد اسلامی را مغفول گذاشتهاند.
تأمین نیازهای اساسی؛ یک اصل بنیادین قانون اساسی
متفکرآزاد: در ادامه، به برخی از بندهای این اصل اشاره میکنم: یک. تأمین نیازهای اساسی از قبیل مسکن، خوراک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه مردم. ببینید، در کدام کشور دنیا، در کدام قانون اساسی، چنین اصول پیشرفته و انسانیای گنجانده شده است؟ دو. تأمین شرایط و امکانات کار برای همه، به منظور رسیدن به اشتغال کامل؛ و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، در قالبهایی چون تعاونی، وام بدون بهره یا هر راهکار مشروع دیگر.
اشتغال کامل، نتیجه اجرای درست قانون
متفکرآزاد: اگر قانون اساسی ما بهدرستی اجرا شود، بیکاری در جامعه وجود نخواهد داشت و اشتغال کامل محقق خواهد شد. منظور از “وسایل کار” در اینجا، همان سرمایه اولیه است. بانکها باید بهسادگی این سرمایه را در اختیار افراد مستعدِ کار قرار دهند، کسانی که توان و انگیزه کار دارند اما سرمایه کافی ندارند. متأسفانه، سیستم بانکی ما از اهداف انقلاب اسلامی فاصله گرفته و عملکرد آن منطبق با ارزشها و اهدافی که انقلاب بر پایه آنها شکل گرفت، نیست. باید در این زمینه بررسی جدی صورت بگیرد.
رسانهها نقش روشنگری دارند
آناج: در ابتدا بفرمایید جایگاه قانون اساسی در برنامهریزیهای کلان کشور چگونه باید باشد؟
متفکرآزاد: من برمیگردم به اصل سوم قانون اساسی و از شما خواهش میکنم، با توجه به جایگاه مهمی که در رسانههای استان دارید، بر بند سوم اصل ۴۳ قانون اساسی تمرکز و تأکید بیشتری داشته باشید. این بند، نکات بسیار ارزشمندی دارد که اگر بهدرستی بازتاب داده شود، میتواند گوش مسئولین را به خود جلب کند و آنها را متوجه سازد که ما چه قانون اساسی مترقی و پیشرفتهای داریم و متأسفانه چقدر فاصله گرفتهایم از آنچه باید باشیم.
متفکرآزاد: برنامههای پنجساله پیشرفتی که در کشور تدوین میشود، باید بر اساس همین اصول بنیادین قانون اساسی تنظیم شوند؛ اصولی که مسیر عدالتمحور و انسانی انقلاب اسلامی را ترسیم میکنند. اگر فرمایشات مقام معظم رهبری بهدرستی اجرا شود، بسیاری از مشکلات ما ـ از جمله در حوزه اقتصاد مقاومتی ـ برطرف خواهد شد.
فراموشی اقتصاد مقاومتی و تحریف سیاستهای ابلاغی
آناج: درباره اقتصاد مقاومتی بارها صحبت شده، اما چرا بهنظر میرسد در عمل اجرا نشده است؟
متفکرآزاد: متأسفانه اقتصاد مقاومتی به فراموشی سپرده شد. در سال ۱۳۹۲، رهبر معظم انقلاب سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را ابلاغ کردند که شامل یک مقدمه و ۲۴ بند است. در این ۲۴ بند، تمام سازوکارهای لازم برای تحقق اقتصاد مقاومتی بیان شده است. در چهار بند نخست، یعنی بندهای ۱، ۳، ۴ و ۵، بهطور ویژه به موضوع عدالت اجتماعی و ارتقاء سطح معیشت اقشار کمدرآمد و متوسط تأکید شده است.
آناج: آیا دولتها به این بندها توجه کردند؟
متفکرآزاد: در دولتهای یازدهم و دوازدهم، این سیاستها تضعیف و تحریف شدند. عملاً همان سیاستهای اقتصاد لیبرالیستی اجرا شد و در نهایت فقط یک جملهای به آنها اضافه کردند که در راستای سیاستهای اقتصاد مقاومتی است، در حالی که در عمل چیزی از آن سیاستها اجرا نشد.
الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت؛ حرفهایی که عملیاتی نشد
آناج: به نظر شما چرا الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت عملیاتی نشده است؟
متفکرآزاد: رهبر معظم انقلاب از ابتدای انقلاب، الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت را مطرح کردهاند. بیش از ده سال است که این موضوع در دستور کار قرار دارد و دانشگاهها نیز مأمور شدهاند روی آن کار کنند. اما هنوز این الگو به مرحله عملیاتی نرسیده است؛ علت آن نیز عدم اعتقاد تصمیم سازان و مجریان به این الگو و حاکمیت تفکر لیبرالیستی بر ذهنیت آنان است
مشکل اصلی ما این است که دولتها، یعنی قوه مجریه ـ و البته تا حدی قوه مقننه نیز ـ در عمل به سراغ الگوی بومی نرفتهاند.
نقد الگوهای لیبرالی اقتصادی در جهان
آناج: آیا مدلهای اقتصادی غربی هم موفق نبودهاند؟
متفکرآزاد: بله، اقتصاد مقاومتی یک الگوی کاملاً بومی است، اما به آن عمل نشد. بسیاری از کارشناسان ما، با استثناء برخی دلسوزان و دغدغهمندان، هنوز با همان تفکر اقتصاد لیبرالی برنامهریزی میکنند؛ الگویی که در هیچ جای دنیا موفق نبوده است. حتی در خود آمریکا هم که مهد این تفکر است، نتیجه اجرای اقتصاد لیبرالی، شکاف شدید طبقاتی شده است. سهم ۲۰ درصد پایین جامعه آمریکا از ثروت این کشور منفی ۰.۲ درصد است، در حالی که سهم ۲۰ درصد بالای جامعه، ۸۴/۱ درصد است!
آناج: در کشورهای دیگر چه وضعیتی حاکم است؟
متفکرآزاد: در کشورهای دیگر نیز اجرای این مدل نتیجهای نداشته، بلکه بدهیهای سنگین، بحرانهای اقتصادی و فلاکت به بار آورده است. مثال روشن آن کشورهایی مانند ترکیه هستند که امروز با مشکلات جدی اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند. تورم ترکیه امروز دو برابر ایران است و بدهی خارجیاش به بالای ۵۰۰ میلیارد دلار رسیده. کره جنوبی هم در دهه ۹۰ میلادی تا آستانه ورشکستگی پیش رفت. حتی مالزی و برخی کشورهای دیگر نیز وضعیتی مشابه داشتند.
تولید سرمایهمحور و تورم وارداتی
آناج: در بحث ساختار تولید داخلی چه نقدی وارد است؟
متفکرآزاد: در کشور ما، تولید بیشتر سرمایهمحور است تا کارمحور. یعنی سهم دستمزد نیروی کار در هزینه تمامشده کالا بسیار پایین است—حدود ۸ درصد—در حالیکه در برخی از کشور های «صنعتی» این سهم بالای ۳۰ درصد است. یکی از دلایل تورم وارداتی ما هم همین است. ما کالاهایی را وارد میکنیم که قیمتشان متاثر از افزایش دستمزد در کشورهای غربی است و این افزایش به ما منتقل میشود.

کرامت انسانی کارگر و نگاه اسلامی به اشتغال
آناج: شما بارها بر نگاه انسانی به کارگر تأکید کردهاید. این نگاه چه ابعادی دارد؟
متفکرآزاد: ما باید از منظر انسانی به نیروی کار نگاه کنیم. کارگر تنها یک نیروی تولیدی نیست بلکه انسان «تمدن ساز» و درحال رشد است. آموزههای انسانی و دینی ما میگویند که باید جامعهای متوازن داشته باشیم؛ جامعهای که در آن سطح زندگی آحاد مردم به هم نزدیک باشد.
نگاه مترقی اسلام به کارگر
متفکرآزاد: نگاه اسلام و انقلاب اسلامی به کارگر، نگاهی انسانی و شرافتمندانه است. کارگر در منظومه فکری اسلام، فردی مقدس و محترم شمرده میشود. در احادیث آمده که کارگر، حتی از کسانی که کار نمیکنند، شریفتر است. پیامبر اسلام (ص) از کسی که بدون کار زندگی میکرد، رویگردان میشد، و امام صادق (ع) به کسی که به دلیل داشتن ثروت از کار خودداری میکرد، فرمودند: «بیکاری عقل را زایل میکند».
آناج: سخن پایانی شما درباره حقوق کارگر در جامعه چیست؟
متفکرآزاد: کارگر باید بتواند سطحی از زندگی داشته باشد که متناسب با شأن انسانی او باشد. تنها در این صورت است که میتواند آن مسئولیتی را که در برابر خداوند دارد؛ یعنی جانشینی خدا بر زمین بهدرستی انجام دهد. ما باید بین معیشت و رفاه تفاوت قائل شویم. معیشت یعنی حداقلِ گذران زندگی، اما رفاه یعنی سطحی از زندگی که در شأن انسان است. اسلام خواهان آن است که کارگر نهفقط از فقر رها باشد، بلکه در رفاه و کرامت زندگی کند.
انتهای خبر/
